همچنین مشهور به نام های: خواهر بزرگ من/خواهر من/خواهر
 
 
نقش آفرینان (بازیگران): سانگ یون, آه، کیم سونگ,سو,هیو یونگ,ران,کانگ کیونگ جون
کارگردان: اوه کیونگ هون
نمایشنامه (نویسنده): کیم جونگ-سو
ژانر نمایش: درام
دوره نمایش (پخش): ۱۲ آگوست ۲۰۰۶ تا ۱۸ فوریه ۲۰۰۶
شبکه نمایش دهنده: MBC
 
 

خلاصه سریال : او با فقر دست و پنجه نرم می کند، چیزی که برای او وحشتناک تر و غریبه تر از غم و اندوه است. اما او با باور و ایمان به توانایی هایش، سربلندانه جایگاه اصلی خود را دوباره باز می یابد.
بسیاری از مردم ، ثروت اندوزی را، هدف غایی زندگی می دانند. اما، زمان آن رسیده که نگاهی به گذشته بیاندازیم و در هدف های خود در زندگی تجدید نظر کنیم. داستان حول زندگی دختری بیست و چندساله می چرخد که ناگهان پس از فوت غیرمنتظره پدرش، به همراه برداران کوچکش به دل (درون) دنیای بی رحم پرت می شود. در زمانی بسیار کوتاه، دو روی کاملا متفاوت زندگی را تجربه می کند. رو به رو شدن با فقر، چیزی که برای او بسیار ترسناک تر و ناشناخته تر از غم و اندوه است، و از طرفی تحمل فشارهای روانی که حتی سخت تر از بی پولی است. خوشبختانه مردی وجود دارد که همیشه نزدیک اوست و با خونسردی و آرامش از او حمایت می کند. او با کمک این مرد ساده و دلسوز و خانواده اش، موفق می شود بر مشکلاتش غلبه کند و سرانجام با تکیه بر توانایی ها و دارایی هایش ، جایگاه اصلی خود را در زندگی بازیابد. با ذکر داستان این دختر جوان و اطرافیانش، این سریال قصد دارد تعمقی بر ارزش های حقیقی و ارزنده ای داشته باشد که لازم است هر انسانی برای معنی بخشیدن به زندگیش آنها از آنها پیروی کند.
 
 
یون سیون جو/ ۲۶ ساله (سانگ یون آه)
دانشجوی با اعتماد به نفس (برجسته) مقطع فوق لیسانس رشته هنر.
هنگامی که پدر بیوه اش که ثروت قابل ملاحظه ای نیز داشت (پدر بیوه ثروتمندش)، ناگهان فوت می کند، او مجبور می شود از خانواده اش که کلیه دارایی شان را پس از فوت پدر از دست داده اند، مراقبت کند. زنی بسیار مصمم که حتی از تنبیه برادرانش موقعی که نافرمانی می کردند، اباعی نداشت. پس از مرگ پدر، چشمانش به روی حقایق وحشتناک دنیای بی رحم باز می شود.
 
 
 
کیم ژرن-وو/۳۳ ساله (کیم سونگ سپ)
مدرس پاره وقت دانشگاه که ادبیات تدریس می کند. علاقه ای به مال دنیا و شهرت ندارد، او مردی ساده و بی دغدغه است.
واقعا از تمدن دیجیتالی دنیای مدرن، راضی نیست.
فارغ التحصیل علوم انسانی است که می خواهد تمام عمرش را صرف مطالعه کند، اما زمانی که می بیند خانواده اش به سختی امرار معاش می کنند (زندگی مادی سختی دارند) از تصمیمش پشیمان می شود. او عاشق سیون جو است اما چون معتقد است اگر از او تقاضای ازدواج کند و بخواهد که با خانواده فقیر آنها وصلت کند، ممکن است سد راه پیشرفت سیون جو شود، او را رها کرده است. او همیشه فکر می کرد سیون جو می تواند با سفر به اقصی نقاط اروپا از زندگیش لذت ببرد، اما روزی متوجه می شود که سرنوشت ثروت او را گرفته و او دیگر نه جایی برای ماندن دارد و نه کسی برای پناه بردن. قاعدتا حالا نوبت سیون جو است که از او دوری کند.
شرایط سخت سیون جو، به قدری ژرن وو را آزار می دهد که گویی خودش درگیر این شرایط است و به دنبال راه هایی می گردد که بدون آسیب رساندن به غرور بیش از حد سیون جو، به او کمک کند.  او فقط یک عاشق نیست بلکه مردی بالغ و کامل است که برای سیون جو نقش یک پدر و یا یک برادر بزرگتر را بازی می کند و به او عشقی مشابه عشق یک خانواده را می دهد.
 
 
یون سو-آ/ ۲۵ ساله (هیو یونگ-ران)
آرام و خوددار. اما پشت ظاهر آرام و مهربانش، حسادتی ریشه دار و پنهان نسبت به سیون جو موج می زند، سیون جویی که از دوران بچگی دوست او بود. او قبل از سیون جو با ژرن وو آشنا شده بود و احساسات پنهانی نسبت به او در دل می پروراند. اما موقعی که دید سیون جو با شور و حرارت به دنبال ژرن وو است، بدون اینکه حتی احساسات خودش را به درستی بازگو کند، کنار کشید. او با پوشیدن لباس های دست دوم (کهنه) سیون جو بزرگ شده بود و با اسباب بازی هایی که سیون جو دور می ریخت، بازی می کرد. از دوران بچگی فکر می کرد سیون جو بهترین غذاهای دنیا را می خورد و تمام چیزهای خوب دنیا را دارد. حتما اگر روزی سیون جو به خاطر از دست دادن خانواده اش، غمگین می شد، حتما او هم همراه سیون جو اشک می ریخت و با او اظهار همدردی می کرد. اما به نظر می رسید سیون جو به خوبی از پس سختی های زندگیش برآمد. به همین خاطر حسادتش بیشتر و بیشتر می شد تا حدی که دیگر قابل کنترل نبود.
 
 
کیم ژؤن-ساو/۲۶ ساله (کانگ کیونگ-جون)
مرد جوانی که برای پول درآوردن هر کاری می کند. تنها آرزویش اینست که یک آپارتمان بسازد که پایینش مغازه هم داشته باشد و بتواند ماهیانه چیزی حدود ۶-۵ میلیون درآمد از اجاره آنها، کسب کند، جایی که بتواند به همراه خانواده و برادرش به خوشی و خرمی زندگی کند (البته در طبقات مختلف آن ساختمان). تنها سرگرمی او که هیچ هزینه ای هم ندارد، مسخره کردن نوح یو-سان، دختر مجرد سرسخت (کله شق) همسایه، است. او معتقد است عشق و مزخرفاتی از این قبیل، کار آدم هایی است که هیچ کار بهتری ندارند که انجام بدهند.
 
تهران:  شنبه تا چهارشنبه ساعت ۸:۰۰شب

دبی:  شنبه تا چهارشنبه ساعت ۸:۳۰ شب